الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
412
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و واقع امر ، اين مروان است كه خليفه بود و عثمان تنها نام خلافت را داشته است » . ( 1 ) قدرت اراده ، تأثيرى كامل در ساخت شخصيت و پايدارى آن دارد و به شخص ، قدرتى ذاتى مىبخشد كه بتواند در برابر امواج و طوفانهايى كه در اين زندگى به سويش مىآيند ، بايستد و محال است كه شخصى بتواند هيچ هدفى را براى امت و وطنش محقق سازد ، بدون اينكه اين صفت در او موجود باشد و اسلام به كلى ممنوع ساخته است كه شخصى با ارادهء ضعيف ، رهبرى امت را عهدهدار شود و چنين كسى را از تصدى حكومت بازداشته است ، زيرا كشور را در معرض گرفتاريها و مصيبتها قرار مىدهد و صاحبان قدرت را به تمرّد و خروج از فرمان ، تشويق مىكند و امت دچار بحرانها و خطرها مىگردد . ( 2 ) بعضى از مورخان ، عثمان را به رأفت ، رقّت ، نرمخويى و آسانگيرى موصوف نمودهاند ولى همهء اين حالتها با خاندان و خويشاوندانش بوده و در برابر جبههء مخالف حكومتش ، بسيار سنگدل بوده و در فشار آوردن و ستم به آنها فراوان مىكوشيده ، با سختگيرى و شدت زياد با آنان مقابله مىكرده است ، مثلا « ابو ذر » را از مدينه به « ربذه » تبعيد كرد و او را مجبور به اقامت در محلى نمود كه همهء وسايل زندگى در آن نابود شده بود تا آنجا كه آواره و غريب از دنيا رفت . ( 3 ) و نيز صحابى عظيم « عمار بن ياسر » را سخت مورد آزار قرار داد و دستور داد تا مورد ضرب واقع شود تا آنجا كه به فتق مبتلا گرديد و افراد پليس ، او را بيهوش در راه افكندند و همچنين به پليس خود ، دستور داد تا قارى بزرگ قرآن ، « عبد اللّه بن مسعود » را كتك بزنند و آنان با تازيانههاى خود بدنش را سخت آزردند و پس از اينكه بعضى از استخوانهايش را شكستند ، وى را بيرون انداختند و او را از سهم خودش از بيت المال محروم ساخت و بدين گونه با نامآوران جبههء